خدایا...خدایا...
این بارهم فقط برای تو مینویسم...در این شب تاریک... در این تنهایی پرتکرار
جز تو مرا یاری...سروری...عشقی نیست...
و بزرگترین خواسته ی من از تو این است که به این جز تو وجودی اضافه نشود...
خدایا..همواره از دردهایم...از سختی هایم...از غم هایم...از آرزوها و شادی هایم....
برای تو نوشته ام...در دلم..در ذهنم ...بر روی کاغذ...یا در این مکان امن
پروردگارا تو خود میدانی که من سخت به تو وابسته ام.... این وابستگی دیوانه وار فقط مختص توست.
چرا که میدانم کمالی بالاتر از تو و هیچ راهی بعد از تو وجود ندارد...تمام شادی ها...غم ها و آرزوها به
تو میرسند....و این عادلانه ترین قانون دنیا برای همه ی موجودات است...
برای همه ی کسانی که با اندیشه ی تو زندگی می کنند.... و برای کسانی که مظلوم واقع شده اند...
خدایا....تو برای من همواره عین مهربانی بودی...واژه ی مهربانی برای من...مساوی توست...و هر
چیزی که رنگ آنرا داشته باشد فقط و فقط ذره ای از رافت توست...
خدایا...من بارها و بارها به کسانی که عاری از هر گناه و خطایی هستند...که هرگز باعث رنجش تو
نشدند...غبطه میخوردم و میخورم...من غبطه میخورم به کسانی که در قلبت بهترین جایگاه را دارند...
چرا که میدانم تنها قلب تو ارزش زیستن دارد...چرا که میدانم بعد از مرگم قطعا حضور تو را بهتر درک
خواهم کردو افسوس لحظاتی را خواهم خورد که در خدمت قلبت نبودم....
من
برچسب: نویسنده: سام اسدی تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 11:45